نگاه نو

مقالات و دیدگاه های محمد کاظم انبارلویی

نگاه نو

مقالات و دیدگاه های محمد کاظم انبارلویی

نگاه نو
طبقه بندی موضوعی
بایگانی

(27 بهمن 98)

یک سال از 40 سالگی انقلاب گذشت. اکنون ما در دهه پنجم حیات افتخارآمیز انقلاب اسلامی زندگی می‌کنیم. آنچه امروز   از سازه سخت و نرم انقلاب باقی است، محصول «کار جهادی»، «مقاومت مستمر در برابر دشمنان»، «جوان گرایی» و «انقلابی‌گری» می باشد. هر وقت از این چهار مفهوم گفتمانی فاصله گرفتیم،‌ آسیب دیدیم یا درجا زدیم. دشمن بیش از 40 سال است پتک خود را بر سازه سخت و نرم انقلاب اسلامی می‌کوبد. این ضربات بی‌امان و پی‌درپی نه‌تنها آسیبی به حرکت کلی انقلاب وارد نکرده بلکه هر روز بر سختی و نفوذناپذیری و مانایی آن افزوده است.

(21 بهمن 98)

امسال یوم‌الله 22 بهمن حال و هوایی متفاوت‌تر از هر سال دارد. انقلاب طراوت بیشتر و زنده‌تر و پویاتر از هر سال در نگاه مردم دارد. مردم بیش از هر زمان؛ عزت ایران، عظمت اسلام و اقتدار نظام را در برابر اشرار جهانی و استکبار حس می‌کنند. حس پایبندی به انقلاب و آرمان‌های امام(ره) بیش از سال‌های گذشته به عنوان رمز پیدایی و ماندگاری نظام مقدس جمهوری اسلامی به استشمام می‌رسد.

(17 بهمن 98)

ما در فضایی تنفس می‌کنیم که گفتمان سردار سرافراز اسلام شهید قاسم سلیمانی در سرتاسر کشور و منطقه به عنوان یک گفتمان مسلط درآمده است. دلیل اول این ادعا حضور میلیون‌ها تن در تکریم و تعظیم در تشییع جنازه وی و یاران باوفایش است. دلیل دوم آن، هر جا می‌روی سخن از مکتب، مرام و منش سلیمانی است. دال مرکزی گفتمان شهید سلیمانی، پاسداری از نظام اسلامی و جایگاه رفیع ولایت فقیه و انقلابی‌گری با کارکرد جهاد مقاومت است. برای ورود به این گفتمان باید «شهید» بود. او می‌گفت: «تا کسی شهید نبود، شهید نمی‌شود. شرط شهید شدن، شهید بودن است. اگر کسی را دیدید که از کلام، رفتار و اخلاق او بوی شهید می‌آید، بدانید او شهید خواهد شد. تمام شهدای ما قبل از این که شهید بشوند، شهید بودند.»

(12 بهمن 98)

مدتی است نقد دولت و کارکرد رئیس‌جمهور را کنار گذاشته‌ام بیشتر به توطئه‌های آمریکا و افشای آن‌ها و نیز وصف اقتدار ملی می‌پردازم.
نمی‌خواهم کام برخی‌ها را تلخ کنم. شهادت سردار قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس فضایی عطر آگین در ایران و منطقه پدید آورد که برخی ناکارآمدی‌های دولت را پوشش داد و مردم ترجیح دادند از آن سخنی به میان نیاورند و به آینده‌ای روشن امیدوار باشند. آینده‌ای که ذلت و خواری دشمنان اسلام و ایران را در پی دارد. اما سخنان رئیس‌جمهور در جمع استانداران باعث شد این عهد را بشکنم و نقدی مشفقانه داشته باشم. لذا چند کلمه در این باره خالی از لطف نیست.

(7 بهمن 98)

رهبر معظم انقلاب اسلامی در خطبه‌های نماز جمعه تهران فرمودند: «همت ملی برای قوی‌تر شدن ایران تنها راه ادامه مسیر ایرانیان است.»
و نیز فرمودند؛ «انتخابات از مهمترین عوامل اقتدار کشور است و کشور را بیمه و دشمن را مأیوس خواهد کرد.»
همچنین تأکید فرمودند: «همه مراقب باشیم، مبادا دشمن، انتخابات را کمرنگ و بی‌رونق کند»
***
ملت ایران فقط در سایه اقتدار ملی و تحکیم مبانی امنیت ملی می‌تواند در برابر تجاوزات روزافزون و نیز زیاده‌خواهی‌های آمریکا بایستد.
انتخابات و حضور گسترده مردم در پای صندوق‌های رأی و تحکیم مشروعیت مردمی نظام همواره طی 40 سال گذشته چون خاری در چشم دشمنان اسلام و ایران بوده است. طبیعی است هر قدر مشارکت مردم در انتخابات بالاتر رود، دشمن ناامیدتر و در رسیدن به اهداف خود مأیوس‌تر می‌شود.
ایران قوی نیاز به «مجلس قوی» دارد. مجلسی که پاسدار حریم اسلام و نگاهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی باشد، مجلسی که متضمن استقلال و اعتلای کشور و حقوق واقعی ملت باشد.

(29 دی 98)

رهبر معظم انقلاب اسلامی در خطبه‌های نورانی خود از شهادت حاج‌قاسم سلیمانی و ضربه مقتدرانه سپاه به پایگاه آمریکایی «عین‌الاسد» به عنوان دو یوم‌الله عظیم در تاریخ ایران یاد کردند. به نظر می‌رسد قرائت خطبه‌های دشمن‌شکن ایشان در سالروز حکم امام(ره) به عنوان امام جمعه تهران نیز خود یک «یوم‌الله» است. پس از شهادت شهید سلیمانی که جهان با شگفتی شاهد تشییع عظیم میلیونی مردم ایران و عراق و تکریم و تعظیم ملت‌ها از این سردار شجاع و مکتبی بود و نیز پس از ضربه جانکاه به آمریکایی‌ها در پایگاه «عین‌الاسد» جهان منتظر این بود که روایت رهبری از این دو رخداد عظیم را بشنود. به همین دلیل اکثر رسانه‌های جهان در «لحظه» سخنان رهبری را واتاب دادند تا به این تشنگی، پاسخ بدهند.

(26 دی 98)

شاعر متعهد و انقلابی، علیرضا غزوه به مناسبت هذیان و بدمستی‌های منافقین و سلطنت‌طلب‌ها در تخطئه تشییع باشکوه پیکر مطهر شهید حاج‌قاسم سلیمانی و ضربه قهرمانانه سپاهیان اسلام بر پیکر نحیف و رنجور آمریکا در منطقه، شعری سروده که در زیر بخش‌هایی از آن را می‌آورم که خود یک تحلیل سیاسی مفصل است.
بین مردم نرده می‌کارند نامردان دهر                                                مرد بود آن کس که سر را باخت در این نرده‌ها
کیستی بر صخره ستوار تهمت می‌زنی                                                 ریز می‌بینم تو را ای ریزتر از گردها
تیر آرش این زمان دست حاجی‌زاده‌هاست                                                 درد مجنون را بپرس از ما بیابانگردها
کاش دور از فتنه تکراری تکرارها                                                   روزی مردم نیفتد دست این نامردها
منافقین و سلطنت‌طلب‌ها در یک اتحاد شوم می‌خواهند شکست مفتضحانه آمریکا در منطقه را سرپوش گذارند و با تجمعاتی در داخل و خارج، صدای مرگ بر آمریکا که جهان را پر کرده است، خاموش کنند.

(23 دی 98)

سفیر انگلیس در تهران یک عنصر امنیتی است و در سوابق خود حتی یک روز هم در نقش یک دیپلمات بازی نکرده است. او را در تجمع غیرقانونی چند دانشجو مقابل دانشگاه امیرکبیر دستگیر کردند که مشغول تهیه عکس و فیلم بوده است. بلافاصله دومنیک راب، وزیر خارجه انگلیس با اعتراض به بازداشت سفیر، این کار را نقض فاحش قوانین بین‌المللی توصیف نموده است. وزارت خارجه هم بلافاصله با رایزنی با نیروهای امنیتی، سفیر را آزادکرده و دوباره او را برای ادای توضیحات احضار کرده است. البته جناب سفیر به هنگام بازداشت از معرفی خود اجتناب ‌کرده، ‌اما پس از مدتی پشیمان شده و با زبان فارسی به معرفی خود پرداخته است.

(22 دی 98)

بیش از یک هفته است جهان به تماشای مردی نشسته که از او به عنوان «قهرمان ملی» و «قهرمان بین‌الملل اسلام» یاد می‌کنند. با آن که او یک «نظامی» بود و بیش از 40 سال می‌جنگید بدون آن که لحظه‌ای تفنگ خود را بر زمین بگذارد، اما او را پیام‌آور صلح، معنویت، نوع‌دوستی، وحدت، همگرایی و اجماع‌سازی در جهان اسلام می‌دانند. او اکنون در مزار خود در مسند «رهبری معنوی هوشمند» ایستاده و انگشت اشارت خود را به سمت کسی برده که او را مولا و مقتدای خود می‌داند و می‌گوید؛ این همه کرامت و عظمت از او و خدای اوست، برگردید به حکمرانی خوب و از ولایت‌ شیطان فاصله بگیرید.

(17 دی 98)

مردم تهران یک روز به‌یادماندنی را در تاریخ ایران به ثبت رساندند. مردم تهران به تکریم و تعظیم فردی قیام کردند که امام خامنه‌ای در نماز بر پیکر مطهر او سه بار به نمایندگی از کل ملت ایران و ملت‌های منطقه فرمودند: 
«اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا».
رسانه‌ها از مردم تهران یک سیمای متفاوت به جهان مخابره کردند. تهران در قاب دوربین خبرگزاری‌های جهان فقط تصویر قیام و قیامت یک سرباز بود. تهران به خونخواهی سردار سلیمانی بپا خاست.

(14 دی 98)

ملت ایران در سوگ شهادت یک سردار آسمانی رخت عزا به تن کرده است. اکنون ملت ایران یکصدا فریاد مرگ بر آمریکاست. مطالبه خون سردار شهید سلیمانی یک مطالبه ایرانی نیست یه مطالبه اسلامی در گستره ملت های اسلام و آزادی خواهان جهان است.یک روح عاشق و شیدای شهادت در نخستین ساعات بامداد جمعه بر بال ملائک به ملکوت اعلی پر کشید. 40 سال است او دار خود را به دوش می‌کشید و در بیابان‌های جنوب و کوه‌‌های سر به فلک کشیده غرب در ایام دفاع مقدس به‌دنبال شهادت می‌گشت.

(8 دی 98)

ما هرازچندی وارد رقابت برای تعیین نهادهای انتخاباتی می‌‌شویم. باید بدانیم رقیب ما کیست؟ ما نمی‌توانیم وارد این رقابت شویم، مگر این‌که به دو سؤال، خوب پاسخ دهیم؛ 1- چیستی رقابت 2- کیستی رقیب از سال 76 تاکنون کسانی با ما رقابت می‌کنند که نامشان را گذاشته‌اند «اصلاح‌طلب»! این جماعت هیچ‌گاه به این سؤال پاسخ نداده‌اند که چه چیزی را می‌خواهند اصلاح کنند. مفهوم و کارکرد اصلاح‌طلبی آنان روی «دین»، «جامعه» و «سیاست» سایه می‌اندازد، ضمن این‌که از هر نوع پاسخگویی فرار می‌کنند. در همه حوزه‌ها ورود می‌کنند و کرسی تئوری‌پردازی و نظریه‌پردازی خود را پهن می‌کنند.

(5 دی 98)

6 سال پیش در چنین روزی مردی رخ در نقاب خاک کشید که عمر خود را وقف ترویج اسلام و تبلیغ انقلاب و پرورش جوانان انقلابی کرد تا سهم خود را در برپایی عظیم‌ترین انقلاب به رهبری امام خمینی(ره) ایفا کند. استاد سیداکبر پرورش به تعبیر مقام معظم رهبری، «یاور صدیق انقلاب و یک چهره اثرگذار بود. لهجه‌ای صادق، خلقی نیکو، دلی بااخلاص داشت و عمر خود را در ترویج و تحکیم نظام اسلامی گذراند.»

(2 دی 98)

اهتمام امام(ره) و رهبری به امر «جمهوریت» اگر بیشتر از اسلامیت نظام نباشد، کمتر نیست. 41 سال پیش که بساط سلطنت با رأی قاطع ملت به جمهوری اسلامی برداشته شد، حیات تازه‌ای در ساحات سیاست، اقتصاد، فرهنگ و فضای اجتماعی کشور پدید آمد. پرچم جمهوریت زمان رضاخان هم توسط انگلیسی‌ها برافراشته شد، اما شهید مدرس به دلیل این که انگلیسی‌ها می‌خواستند سلطنت رضاخان را در جمهوریت بازتولید کنند، با آن مخالفت کرد. جمهوریت یک نسخه سیاسی نیست که از سفارت آمریکا یا انگلیس برای اداره جوامع تجویز شود. باید ریشه در خاستگاه سیاسی مردم داشته باشد. ملت ما در راهپیمایی‌های عظیم سال‌های 56 و 57 با بصیرتی که در مکتب سیاسی امام(ره) پیدا کرده بودند، به سمت و سوی برپایی جمهوری اسلامی حرکت کردند و برای به دست آوردن آن از جان و مال خود مایه گذاشتند و دهها شهید تقدیم انقلاب کردند.

(26 آذر 96)

کشور ما گرفتار جماعتی است که همیشه آن‌ها در موضع «طلبکاری» و «ادعا» و دادن «وعده‌‌های واهی» می‌باشند. این جماعت از طریق «نفی رقیب» و دادن «نسبت‌های ناروا و دروغ» به رقیب یا رقبا، زیست سیاسی خود را تنظیم می‌کنند. این‌ها همان کسانی هستند که آدرس تشدید تحریم‌ها را به دشمن و آدرس تسلیم را به مسئولان نظام در مقابل فشار دشمن می‌دهند. این جماعت به شعور مردم اهانت می‌کنند و خاطر و خواطر تاریخی ملت را منکر هستند. آن‌ها دل در گرو «سیئات» مدرنیسم دارند، حتی حاضر نیستند از «حسنات» آن برای حکمرانی خوب بهره ببرند. کشور بیش از 150 سال است گرفتار جریان غربگرا است.